نائب فاعل
علت حذف فاعل سه چیز است:
1) جهل به فاعل ، ویا میل به پنهان داشتن آن ، مانند : « قُرعَ الجَرَسُ » آنجا که شما قارع ( کوبنده ) رانمی شناسید و یانمی خواهید اورا معرفی کنید.
2) شهرت فاعل، پس معرفی او بیهوده خواهد بود ، مانند: « خُلقَ الإ نسان » انسان آفریده شد .
3) هدفی دربیان فاعل نباشد. مانند: « زُیّنُت الأرضُ بأنواع النبات . »
فوائد :1. هرگاه فعل مجهول باشد، الحاقش( اتصالش ) به آن چه که بیانگر فاعل است ،صحیح نیست.پس گفته نمی شود « أُکلت التُّفاحَةُ من الولَد.» بلکه می گویند « أُ کلت التُّفاحَةُ .» یا « أکل الولَدُ التفاحةَ .»
2. احکام فاعل وفعل معلوم در نایب فاعل وفعل مجهول جاری می گردد.
3. نایب فاعل ، به صورت جمله نیز واقع می شود به عنوان مقول قول
،مانند: « یُقالُ الطلابُ ناجحونَ. » که جمله مبتدا وخبر ، نایب فاعل « یقال » است.
هرگاه فعل ، بیش ازیک مفعول داشته باشد، مفعول اول مرفوع می شود تا نایب فاعل شود وبقیه مفعول ها برنصب خود باقی می مانند.مانند: أُعطِيَ الفقيرُ دِرهماً . اين جمله با فعل معلوم اين چنين بوده : أعطيتُ الفقيرَ دِرهماً.